تعدد همسران پیامبر صلی الله علیه وسلم (بخش پنجم)

date_range ۱۶ شهریور ۱۳۹۸ access_time زمان مطالعه: هفت دقیقه visibility بازدید: 1
تعدد همسران پیامبر صلی الله علیه وسلم (بخش پنجم)

🔸حکمت سیاسی

پیامبراکرم(صلی الله علیه وسلم) به جهت الفت دادن قلوب و جذب و جمع قبایل بر گرد خود به ازدواج با برخی از بانوان مبادرت نمودند. و آشکار است که ایجاد پیوند زناشویی با زنی از زنان یک قبیله یا عشیره چگونه ارتباطی بین آن قبیله و فرد بوجود می‌آورد، و طبیعتاً فرد می‌تواند از افراد آن قبیله جهت نصرت و حمایت خود دعوت به عمل بیاورد. پس بیایید تا برای این مسئله مثل‌هایی بیاوریم تا غرض از این حکمت نمایان گردد:

▪️پیامبراکرم(صلی الله علیه وسلم) با بانو جویریه بنت الحارث، سرور بنی مُصطلق ازدواج کرد. بانو جویریه همراه با قوم و عشیره خود به اسارت مسلمانان در آمده بود، و پس از اسارت می‌خواست با دادن فدیه خودش را رها سازد، در نتیجه نزد پیامبراکرم(صلی الله علیه وسلم) آمده و از ایشان درخواست کمی مال نمود تا بتواند مبلغ فدیه را بپردازد و آن‌حضرت به او پیشنهاد نمود که فدیه او را میپردازد و با او ازدواج کند و او نیز این پیشنهاد را قبول کرد، و آن بزرگوار با او ازدواج نمود. چون این خبر به گوش مسلمانان رسید اظهار داشتند که: «چگونه خویشان کسانی که پیامبر(صلی الله علیه وسلم) داماد آنان شده است، در اسارت ما باشند؟» و نتیجتاً همه اسراء را آزاد کردند. و همگامی که بنی مُصطلق این بزرگی، شهامت و جوانمردی را از پیامبراکرم(صلی الله علیه وسلم) و مسلمانان مشاهده نمودند، همگی مسلمان شدند و در زیر لوای این دین خداوندی قرار گرفتند و ایمان خود را نشان دادند[1].
پس می‌بینیم که این ازدواج چه برکت بزرگی برای بانو جویریه و قوم و عشیره‌اش به همراه داشت چون این ازدواج سبب اسلام و آزادی همه آنان گردید و بانو جویریه خوش یمن‌ترین زنان برای قبیله‌اش بود. از بانو عایشه آمده است که فرمود: رسول خدا(صلی الله علیه وسلم) زنان قوم بنی مُصطلق را به اسارت در آورد، و پس از اخراج خمس، آنان را بین جنگجویان تقسیم نمود و قسمت سواره دو سهم و پیاده یک سهم افتاد و در این ضمن «جویریه بنت حارث» نصیب و قسمت «ثابت بن قیس» گردید. در نتیجه جویریه نزد پیامبر(صلی الله علیه وسلم) آمده و گفت: ای رسول خدا، من جویریه دختر حارث، سرور قوم بنی مُصطلق می‌باشم و می‌دانی که چه بر سر من آمده است، و ثابت قیمت آزادی مرا «نُه اوقیه» قرار داده است، پس جهت آزادیم به من کمک کن. و پیامبر(صلی الله علیه وسلم) در جواب فرمودند: «آیا بهتر از آن را می‌خواهی؟». او جواب داد: آن چیست؟ آن‌حضرت(صلی الله علیه وسلم) فرمودند: «همه مبلغ مذکور را من می‌پردازم و با تو ازدواج می‌کنم». بانو هم جواب داد: «بلی ای رسول خدا». و رسول الله(صلی الله علیه وسلم) فرمودند: «پس تمام است و من این کار را کردم». و این خبر بزودی میان مردم پخش شد و گفتند: چگونه خویشان رسول خدا در اسارت ما باشند؟ در نتیجه همه زنان بنی مُصطلق را که در اسارت داشتند آزاد نمودند که تعداد آن‌ها به صد خانواده می‌رسید. و همه این امور به یمن ازدواج پیامبر(صلی الله علیه وسلم) با دختر رهبر قوم بنی مُصطلق بود[2].

▪️پیامبراکرم(صلی الله علیه وسلم) با بانو «صفیه بنت حیی بن اخطب» که پس از قتل شوهرش در غزوه خیبر به اسارت در آمده و در سهم بعضی از مسلمانان افتاده بود، ازدواج نمود، چون اهل رأی و مشورت گفتند: «این زن بانوی بنی قریظه است و فقط شایسته پیامبر(صلی الله علیه وسلم) می‌باشد». در نتیجه مسئله را به پیامبراکرم (صلی الله علیه وسلم) پیشنهاد نمودند و ایشان بانو صفیه را پیش خوانده و او را در انتخاب میان این دو امر مخیر نمود:
الف) او را آزاد ساخته و با او ازدواج کند تا همسر او باشد.
ب) او را آزاد کند تا به اهل و خویشاوندانش بپیوندد.
پس بانو صفیه امر اول مبنی بر آزادی و ازدواجش با پیامبراکرم(صلی الله علیه وسلم) را انتخاب نمود، که این مسئله به علت جلال منزلت، عظمت و خوشرفتاری آن‌حضرت بود، در نتیجه ایشان مسلمان شده، و با اسلام او تعداد زیادی از مردم، نیز مسلمان شدند[3].

روایت می‌شود هنگامی که صفیه نزد رسول الله(صلی الله علیه وسلم) رفت ایشان به او گفت: «پدر تو در بین یهودیان کماکان سرسخت‌ترین دشمنان من بود، تا اینکه خداوند او را از بین برد. و بانو صفیه جواب داد: خداوند در کتابش می‌گوید: «و هیچکس گناه کس دیگر را بدوش نخواهد کشید»[انعام: 164]. پیامبر(صلی الله علیه وسلم) به او گفت: انتخاب کن، اگر اسلام را انتخاب کردی تو را برای خودم نگاه می‌دارم، و اگر دین یهود را انتخاب کردی ممکن است تو را آزاد کنم تا به قوم خود بپیوندی» و او جواب داد: «میل اسلام دارم، و حتی قبل از شنیدن این سخنان نیز، تو را تصدیق کرده بودم، من نه به یهودیت میلی، و نه در آن پدر و برادری دارم. تو مرا مخیر نمودی که بین کفر و اسلام، یکی را انتخاب کنم، پس خداوند و رسول او را بهتر از آزادی و بازگشت بسوی قوم خود می‌بینم». در نتیجه پیامبراکرم(صلی الله علیه وسلم) او را نزد خود نگاه داشت[4].

▪️ازدواج ‍پیامبراکرم(صلی الله علیه وسلم) با بانو ام حبیبه (رمله بنت ابی‌سفیان) نیز به همان صورت بود. ابوسفیان در آن زمان از مشرکان بوده، و از سرسخت‌ترین دشمنان پیامبراکرم(صلی الله علیه وسلم) بشمار می‌رفت. ام حبیبه دختر او در مکه مسلمان شده و همراه با شوهرش برای حفظ دین خود به حبشه مهاجرت کرده بود. و هنگامی که همسرش در آن سرزمین وفات یافت، ایشان تنها و بدور یاور باقی ماند، و هنگامی که پیامبر(صلی الله علیه وسلم) از این مسئله آگاه شد، شخصی را نزد نجاشی پادشاه حبشه فرستاد تا بانو ام حبیبه را به ازدواج ایشان در آورد، و نجاشی این مسئله را به او ابلاغ نمود، و با شنیدن این خبر بانو ام حبیبه بسیار شادمان گشت[5]. چون به علت بی‌کسی اگر نزد پدرش ابوسفیان باز می‌گشت، او را مجبور به مرتد شدن و کفر نموده، و یا او را عذاب می‌دادند پس مهر او را چهارصد دینار به اضافه هدایایی نفیس قرار داد، و هنگامی که به مدینه منوره باز گشت، پیامبراکرم(صلی الله علیه وسلم) با او ازدواج نمود، و چون این خبر به گوش ابوسفیان رسید، به این ازدواج اعتراف کرده و گفت: «او کریمی است که در نجابت و کرامتش خدشه‌ای وارد نیست»[6]. ابوسفیان پیامبر را موجب افتخار خود می‌دانست، و هرگز منزلت او را انکار نکرد، تا اینکه خداوند او را بسوی اسلام هدایت نمود. و در اینجا است که حکمت جلیلی که از ازدواج حضرت با دختر ابوسفیان نتیجه می‌شود، به زیبایی تمام نمایان می‌گردد[7][8].

📚پی‌نوشت‌ها:
[1] ر.ک: السيرة النبوية الصحيحة – أكرم ضياء العمری، ج2، صص413 و 651.
[2] صحيح ابن حبان، ج9، ص361 ح4054؛ الصحيح من أحاديث السيرة النبوية – محمد الصویانی، صص306 – 307؛ صحيح السيرة النبوية – إبراهیم العلی الشبلی، ص251.
[3] صحیح ابن حبان، ج10، ص390 ح4530؛ مسند أبی يعلى الموصلی، ج6، ص194 ح3479؛ السيرة النبوية كما جاءت فی الأحاديث الصحيحة – محمد الصویانی، ج3، ص257؛ صحيح السيرة النبوية – إبراهیم العلی الشبلی، ص357.
[4] الطبقات الكبرى لابن سعد، ج8، ص123؛ فقه السيرة النبوية – منير الغضبان، صص671 – 672.
[5] ر.ک: السيرة النبوية الصحيحة – أكرم ضياء العمری، ج1، ص176، ج3، صص 150 – 151؛ الصحيح من أحاديث السيرة النبوية – محمد الصویانی، ص343.
[6] ر.ک: الطبقات الكبرى لابن سعد، ج8، ص98؛ السيرة النبوية على ضوء القرآن والسنة – أبوشُهبة، ج2، ص315.
[7] ر.ک: رفع شبهات و اباطیل پیرامون تعدد همسران پیامبر، محمد علی صابونی، (قاهره: 1980م)، صص26 – 31.
[8] بازخوانی، تحقیق همراه با تخریج و نشر توسط «رد شبهات ملحدین».

expand_less
X
منوی اصلی
X