برشی از کتاب «دین برای خداناباوران»

date_range ۲۲ فروردین ۱۳۹۸ access_time زمان مطالعه: سه دقیقه visibility بازدید: 22

نویسنده‌ی سوئیسی‌تبار، دکتر آلن دو باتن (Alain de Botton)، در کتاب «دین برای خداناباوران» می‌نویسد:

  • «طبق اسناد تاریخ‌نگاران، ما مقارن با همان زمانی که احترام به خدایان در پرستشگاه را به تدریج کنار گذاشتیم، به موازات آن دیگر نسبت به همسایه‌ی خود بی‌اهمیت شدیم.» [1]
  • «ادیان به ما یاد می‌دهند که چطور مؤدب باشیم، به هم احترام بگذاریم و وفادار باشیم چراکه می‌دانند اگر این‌ها نباشد، ما روحیه‌مان در هم می‌شکند. در پیچیده‌ترین حالتش، ادیان می‌پذیرند که چقدر نیک‌داری، ایمان و نرم‌خویی مدیون قطب مخالف آنهاست.» [2]
  • «یکی از تفکرات اخلاق مدرن روی این موضع متمرکز مانده است که اگر ایمان و عقیده‌ی‌مذهبی را از بین می‌بریم، دیگر هیچ راهی برای اینکه چارچوبی اخلاقی برای خود درست کنیم، وجود ندارد. این بحث هرچند ذاتی خداناباورانه و آتئیستی در خود دارد، اما نوعی اعتبار دادن به ادیان است. … به نظر خیلی واضح است که ریشه دین و ادیان، در جوامع گذشته است و اینکه می‌خواستند تمایل افراد به خشونت را کاهش دهند و به خصلت‌هایی مخالف آن یعنی مدارا و بخشش و مهربانی و لطف دعوت کنند.» [3]
  • «جامعه سکولاری که درست کار می‌کند، باید به روش‌های مشابه برای خلق الگو و سرمشق فکر کند و نه اینکه فقط هنرپیشه‌های سینمایی و خواننده تحویل ما دهد. در نبود تفکر دینی و اگر قدیس‌های حافظ و نگهدار، کنار گذاشته شوند دیگر چیزی برای مردم نیست که بخواهد عامل استمرار فضیلت‌هایی مانند شجاعت، دوستی، وفاداری، صبر، اطمینان و یا شکاکیت باشد.» [4]
  • «آن‌قدر خداناباوران و آتئیست‌ها از باور مذهبی رویگردان و مخالف هستند که حتی حاضر نیستند هدفی آموزنده و فراگیر را دنبال کنند: به ما ضوابط و توصیه‌هایی درست طراحی شده بدهند که با آن بتوانیم زندگی خود را هدایت کنیم.» [5]
  • «ادیان، سوای متفاوت بودن محتوای درسیشان از دانشگاه‌ها و تأکید بر تکرار برای حل دریافت‌ها، این موفقیت را داشته‌اند که دانسته‌ها را فقط از شنیدن و خواندن بیرون برده و به دیگر رفتارهای اجتماعی بکشانند و در اموری چون خوردن، آشامیدن، شست‌وشو در حمام، راه رفتن و آواز خواندن آداب خود را نشانده‌اند.» [6]
  • «ادیان از ارزش تمرین دادن ذهن با ممارست و سختی و پیوند زدن آن با تمرین جسمی، آگاه هستند. برای ما شماری از نرمش‌ها و ورزش‌ها و آیین‌ها گذاشته‌اند که توسط آن هم رفتار خود را تربیت کنیم و هم فکرمان را: در جاهای غیر معمول ما را وادار به نشستن می‌کنند، طرز ایستادن برای ما در نظر گرفته‌اند، ضوابطی برای اینکه ما چه بخوریم وضع کرده‌اند و به ما همچنین دستوری داده‌اند که چطور با هم حرف بزنیم و چگونه از وجدان خود آگاه شویم. این‌ها همه نه برای محدود کردن آزادی‌های ما، [بلکه] برای فرونشاندن اضطراب‌های ما و انعطاف توانایی‌های اخلاقی ما است.» [7]
  • «دین اما پر از ایده‌هایی برای اصلاح است… ما نباید اجازه دهیم هویت خداناباوری ما به عنوان مانع در برابر چیزهایی قرار گیرد که به طور سنتی میراث مربوط به زمان قبل از فرقه و دسته گرایی است و توسط سکولارها به زور از آن سوءتفاهمی که زمانی مربوط به کسانی بود که آن را خلق کرده بودند، پایین کشیده شد.» [8]

پی‌نوشت‌ها:
[1] دین برای خداناباوران، آلن دو باتن، ترجمه: کامبیز توانا، (نشر الکترونیکی: اردیبهشت 1394)، ص20.
[2] منبع قبل، ص56.
[3] منبع قبل، صص75 – 76.
[4] منبع قبل، ص92.
[5] منبع قبل، ص106.
[6] منبع قبل، ص137.
[7] منبع قبل، صص139 – 140.
[8] منبع قبل، ص154.

expand_less
X
منوی اصلی
X