پژوهش به سبک اسلام‌ ستیزان

date_range ۱۸ دی ۱۳۹۸ access_time زمان مطالعه: چهار دقیقه visibility بازدید: 2
پژوهش به سبک اسلام‌ ستیزان

پژوهش به سبک اسلام‌ ستیزان

اسلام‌ستیزان همواره مدعی تحقیق و پژوهش هستند؛ اگر مسلمان کم‌اطلاعی را بیابند، افکار خود را به او تزریق کرده و اینگونه وانمود می‌کنند که اسلام را بهتر از مجتهدین و پیشوایان اسلام فهمیده‌اند و انگار کتابی نمانده که نخوانده باشند، و طرف مقابل خود را تحقیر می‌کنند که «اگر قرآن را خوانده بود دیگر مسلمان نمی‌ماند»، البته ما قرآن را بهتر از آنها خواندیم و مسلمان ماندیم، ولی موضوع چیز دیگری است!

  • چگونه اسلام را نقد می‌کنید؟
  • با استفاده از کتاب‌های خود مسلمانان، ما منابع اسلامی را خوانده‌ایم!
    اما حقیقت بر خلاف این است و کسی که اندکی از علوم اسلامی بهره داشته باشد، در مواجهه‌ی با ناشران شبهه متوجه می‌شود که آنها تفکر بسیار سطحی و ضعیفی دارند، چه رسد به معلوماتی که نسبت به دین مبین اسلام دارند!

بگذارید که از این مصرف‌کنندگان عبور کرده و سری به عمده‌فروشان بازار شبهات بزنیم تا «مشت نمونه‌ی خروار» باشد! علی دشتی (1360-1276) را دیگر همه می‌شناسند، یکی از مشهورترین اسلام‌ستیزان که مدعیان امروزی، ریزه‌خوار سفره‌ی او هستند؛ نمونه‌ای از شبهات او این است که «یک زن را نیز گردن زدند و آن زن حسن القرظی بود… جرمش این بود که هنگام محاصره‌ی کوی بنی‌قریظه سنگی پرتاب کرده بود»!
مسعود انصاری (1393-1306) که یکی دیگر از الگوهای اسلام‌ستیزان ایرانی است و او را «روشنگر» می‌نامند، این شبهه را عیناً اقتباس کرده، مقلد دشتی شده و نوشته است: «یکی از زنان طایفه‌ی مذکور به نام حسن القرطی را نیز گردن زدند؛ جرم وی آن بود که هنگام محاصره‌ی کوی بنی‌قریظه سنگی به طرف مسلمانان پرتاب کرده بود.»

کاری به این نداریم که جناب دکتر انصاری حتی تقلید موفقی هم نداشته و زن حسن قرظی را جای خود حسن قرظی گذاشته (!) و تجسس نمی‌کنیم که چرا «قرظی» را «قرطی» کرده، از اینکه دشتی «حکم» را «حسن» کرده و انصاری بر خط او حرکت کرده هم چشم‌پوشی می‌کنیم، اما به راستی چرا مدعیان میدان پژوهش و نقد تا این اندازه بی‌مایه شده‌اند و تنها شبهات بی‌اساس یکدیگر را اقتباس کرده و باز هم بازوی توان و چیرگی به مسلمانان می‌نمایانند؟!

دین ستیز مسکین قصه‌ی ما باورش می‌شود که پیامبر اسلام (صلی الله علیه وسلم) حکم به کشتن زنی می‌دهد، آن هم به این خاطر که سنگی به سمت مسلمانان پرتاب کرده و در توهم پژوهیدن و آزاداندیشی در مرداب تقلید در باطل گرفتار می‌شود! روشنگرشان ما را به «سیره‌ی ابن هشام» ارجاع می‌دهد که نه تنها او را رسوا می‌کند، بلکه راز دشتی را هم افشا می‌سازد!

در سیره‌ی ابن هشام آمده است که «هي التي طرحت الرحا على خلاد بن سويد فقتلته» [1]، یعنی «او همان زنی بود که سنگ آسیاب را بر خلاد بن سوید (رضی الله عنه) انداخت و او را کشت!» و در همچنین تاریخ طبری نیز نقل شده که «قتلت خلاد بن سويد رمت عليه رحى» [2]، یعنی «با انداختن سنگ آسیاب بر خلاد بن سوید (رضی الله عنه) او را کشت!» و ابن سعد گفته که «دلت عليه بنانة امرأة من بني قريظة رحى فشدخت رأسه… وقتلها رسول الله صلی الله علیه وسلم به» [3]، یعنی «بنانه که زنی از بنی‌قریظه بود، سنگ آسیابی بر او انداخت و سرش شکست، پس رسول خدا صلی الله علیه وسلم آن زن را به قصاص او کشت» و جالب است که آن زن از کرده‌ی خود پشیمان نبود، بلکه می‌خندید! [4]

حال ببینید که تفاوت میان آنچه در کتب تاریخ آمده و آنچه دشتی نقل کرده و انصاری به تقلید از او آورده، چقدر زیاد است! در تئاتری که آن دو برپا کرده‌اند، زنی مظلومانه کشته می‌شود، و در کتب تاریخ آمده که این زن مرد مسلمانی را با سنگ آسیاب کشته و پس از آن با شادمانی می‌خندیده است! بنابراین اهل ایمان باید بیدار باشند و فریب سیاه‌نمایی دشمنان دینشان را نخورند؛ پیامبر (صلی الله علیه وسلم) فرموده‌اند: «لا يلدغ المؤمن من جحر مرتين» [5]، یعنی مؤمن دو بار از یک سوراخ گزیده نمی‌شود!

والسلام عليكم ورحمة الله وبركاته
تهیه‌شده در: «رد شبهات ملحدین»

پی‌نوشت‌ها:
[1] سيرة ابن هشام، مطبعة مصطفى الحلبي، ج 2، ص 242
[2] تاريخ الطبري، دار التراث، ج 2، ص 593
[3] الطبقات لابن سعد، دار صادر، ج 3، ص 530
[4] مسند أحمد، مؤسسة الرسالة، ج 43، ص 383
[5] صحيح بخاری (6133) و صحیح مسلم (2998)

expand_less
X
منوی اصلی
X