آیا فیلسوفان عصر روشنگری ملحد بوده‌اند؟

date_range ۱۸ دی ۱۳۹۸ access_time زمان مطالعه: چهار دقیقه visibility بازدید: 1
آیا فیلسوفان عصر روشنگری ملحد بوده‌اند؟

آیا فیلسوفان عصر روشنگری ملحد بوده‌اند؟

همانطور که پژوهشگران متخصص غربی تأکید کرده‌اند، از جمله ملاحظات مهمی که جای تأمل دارد اینست که اکثر فیلسوفان رادیکال فرانسوی در قرن هجدهم شایسته نیست که به الحاد نسبت داده شوند، بلکه خداباور بوده و مؤید فلسفه‌ی خداباوری مبتنی بر عقل و طبیعت بودند، نه مبتنی بر دیدگاه ویژه مسیحیت نسبت به خدا.

از جمله این فلاسفه میتوان دنی دیدرو (1713-1784) و ژان ژاک روسو (1778-1712) و وُلتر (1778-1694) را نام برد که به گونه ای بنیادین به عنوان کسانی که ملحد هستند از آنان یاد می‌شود، اما در واقع خداباور بوده‌اند!

به عنوان مثال ولتر با همان ترازو که تعالیم کلیسای مسیحی را می‌سنجد، به الحاد می نگرد و هردو از نظر وی “چنگی به دل نمی‌زنند”، به همین سبب -چنانکه برخی از پژوهشگران غربی نیز اذعان دارند- ملحدینی که از الحاد و خداناباوری دفاع می‌کنند، وقتی به سخنان فلاسفه‌ی عصر روشنگری مانند ولتر استناد می‌کنند، دست به قیچی‌کردن گفته‌های آنها زده و آن قسمت‌هایی که تأییدکننده‌ی خداناباوری و ملحد جلوه‌دادنشان است را استفاده می‌کنند. این درحالی است که ولتر -همانگونه که خودش می‌گوید- از عقیده به ذاتی والا که انسان با تأمل و تفکر در عالم طبیعت به آن می‌رسد دفاع می‌کند که عموماً از سوی ادیان خاصتاً از جانب فرقه‌های نصرانی تحریف شده است.

این موضع‌گیری آشکار ولتر در رساله (اورانیا)ی او در سال 1722 میلادی، ازین حیث که دفاعی قوی را از ذاتی والا ارائه می‌دهد تجلی پیدا می‌کند؛ ذاتی که -به قول ولتر- از جانب ادیان دیگر جهان و به ویژه از جانب کلیسای کاتولیک فرانسه و نماینده و رهبرانش به شکلی نادرست و تحریف شده عرضه می‌شود. نقد و حمله‌ی ولتر به نحو اساسی و چشم‌گیری علیه کلیسای کاتولیک وقتِ خودش بوده و آتش جنگی که بر افروخت، علیه کشیشان کاتولیک و سلوک و افکار مخصوص کاتولیک فرانسوی بود و باور داشت که وجود تعدادی از خداناباوران در جهان، به سبب اعمال کینه‌توزانه‌ی کلیسا و “اعتقادات باطل و فاسدی که به ایمان راستین به خداوند اضافه کرده‌اند”، جای شگفتی ندارد!

نمونه دیگر این فلاسفه ژان ملیه (Jean Meslier) است که از کشیشان کاتولیک فرانسه بود. گفته می‌شود که او مدتی به درازای چهار دهه را بدون اظهار هیچگونه تردید و دشمنی با دین، سپری کرد؛ اما بعد از اینکه مُرد، در کتابخانه‌اش کتابی قطور به اسم (وصیت) پیدا شده که در آن از الحاد پشتیبانی کرده است!

از ژان ملیه به عنوان یکی از شخصیت‌های مهمی که الحاد را در فرانسه یاری داده‌اند یاد می‌شود؛ او در کتابش به کلیسا و فساد و جنایت‌های آن حمله کرده و آنرا بنیانی برای فساد که پر از افکار پوچ و ناموثق است، می‌داند و هجومش بر کلیسا را به حدی می رساند که آن را باعث فساد و فقیرشدن مردم و کم‌شدن معیشتشان قلمداد کرده و سخنان کلیسا را هذیان‌هایی می‌داند که جز افراد نادان، کسی آنها را باور نمی‌کند. بلکه پا را فراتر گذاشته و مسیحیت را به فساد اخلاقی و فرومایگی سلوکی و مضحک‌بودن عقاید وصف می‌کند.

اگرچه ژان ملیه کتابش را از کوبیدن کلیسا و نقض اعتقادات و تعالیمش پر کرده است اما با این وجود خداناباور (ملحد) نبوده، بلکه چنانکه پژوهشگران غربی می‌گویند، وی این را بخاطر اینکه مسیحیت فرقه ای است که شناخت حقیقی نسبت به خدا که برای هر انسانی به وسیله طبیعت و عقل ممکن است را کِدر نموده، انجام داده است.

به همین خاطر می‌بینیم که ژان خدا را فرا خوانده و می‌گوید: «از خداوند خواستارم» و سپس از آن دین فطری که خداوند آن را در قلوب همگان قرار داده سخن می‌راند، دینی که دشمن بدخوی آن مسیحیت است.

از آنچه که ذکر شد، پیداست که توصیفات اکثر ملحدین معاصر درباره شخصیت‌های تاریخی مشهور که گویا ملحد بوده‌اند، تشخیصی حقیقی و دقیق نبوده، بلکه تنها تلاشی مذبوحانه برای سیاه‌نمایی و جستجوی تاریخ، فلسفه و ادبیات به دنبال شواهد تأیید الحادشان است!

expand_less
X
منوی اصلی
X