جواب‌ دادن سلام کافران ‼️

date_range ۱۸ دی ۱۳۹۸ access_time زمان مطالعه: هشت دقیقه visibility بازدید: 1
جواب‌ دادن سلام کافران ‼️

جواب‌ دادن سلام کافران ‼️

با توجه به دلایلی که در سنت پیامبرگرامی (صلی الله علیه وآله وسلم) و سیره‌ی صحابه ایشان وارد است، هرگاه کافری بر مسلمان سلام دهد، جواب دادن سلام او «واجب» است؛ امام قرطبی(م671هـ) می‌گوید: «در اینکه جواب سلام دادن بر اهل ذمّه، آیا بر مسلمانان واجب است یا نه، اختلاف می‌باشد؛ ابن عباس (رضی الله عنهما)، شعبی (رحمه الله) و قتاده (رحمه الله) معتقد به وجوب آن هستند و به عموم آیه‌ی قرآن و امر در جواب دادن آنان از سنت صحیح متمسک شده‌اند» [1] و این دیدگاه جمهور علمای اسلام می‌باشد و حتی برخی از علماء این اختلاف را نادیده گرفته‌اند و نقل اجماع کرده‌اند.

▪️امام نووی (م676هـ) می‌گوید: «علماء بر جواب دادن سلام اهل کتاب متفق‌اند.» [2]

▪️امام ابن قیم (م751هـ) می‌گوید: «در وجوب جواب سلام دادن آنان (اهل کتاب) اختلاف است؛ جمهور قائل به واجب بودن آن هستند و این صحیح است.» [3]

📝مستندات جمهور علماء، آیه قرآن و احادیث صحیح و صریحی است که در سنت پیامبراکرم (صلی الله علیه وآله وسلم) و صحابه ایشان نقل شده‌اند؛ به‌طور نمونه:

🔹خداوند متعال فرموده:«وَ إِذا حُيِّيتُمْ بِتَحِيَّةٍ فَحَيُّوا بِأَحْسَنَ مِنْها أَوْ رُدُّوها إِنَّ اللَّهَ كانَ عَلى‏ كُلِّ شَيْ‏ءٍ حَسيباً» [نساء: 86].
ترجمه: «و چون به شما درود گفته شد، شما به [صورتى‏] بهتر از آن درود گوييد، يا همان را [در پاسخ‏] برگردانيد، كه خدا همواره به هر چيزى حسابرس است.»

وجه استدلال: با توجه به این آیه مبارکه، اولاً: سلام کردن در ابتدا، سنت است و جواب دادن آن فرض [کفایه] می‌باشد [4] و این دیدگاه جمهور علماء می‌باشد. [5] هرچند برخی از علماء تصریح نموده‌اند که سلام دادن واجب و پاسخ به آن نیز فرض است و مشهور این است که سلام دادن در ابتدا سنت می‌باشد. [6] ثانیاً: هرگاه شخصی بر دیگری سلام گفت، لازم است که به شیوه‌ی نیکوتر یا عین جواب او را داد و این خاص مسلمانان نیست بلکه شامل غیرمسلمانان نیز می‌شود.

▪️عبدالله بن عباس(رضی الله عنهما) می‌گوید: «جواب سلام را بدهید، بر هر کس که باشد، یهودی یا نصرانی یا مجوسی، چونکه خداوند می‌فرماید: و چون به شما درود گفته شد، شما به [صورتى‏] بهتر از آن درود گوييد، يا همان را [در پاسخ‏] برگردانيد. (نساء: 86)» [7]

▪️امام ابن عبدالبر (م463هـ) می‌گوید: «این فرموده‌ی خداوند، مسلمان را از ذمّی تخصیص نداده است.» [8]

🔸انس بن مالک (رضی الله عنه) از رسول الله (صلی الله علیه وآله وسلم) روایت نموده که فرمودند: « إذا سلم عليكم أهل الكتاب فقولوا وعليكم» [9]، ترجمه: «هرگاه اهل کتاب بر شما سلام کردند پس در جواب بگویید: “وعلیکم”»

وجه استدلال: این حدیث و احادیث مشابه آن، جواب به سلام کفار را به “وعلیک” و “وعلیکم” حصر کرده لیکن این عمومیت ندارد بلکه سبب داشته و هرگاه سبب آن برداشته شود این حصر نیز منتفی می‌شود؛ زیرا یهودیان به پیامبراکرم (صلی الله علیه وآله وسلم) سلام می‌کردند به جای “السلام علیک”؛ می‌گفتند: “السام علیک” (مرگ بر تو) از این‌رو آنحضرت در جواب آنها می‌فرمود: “وعلیکم” و به صحابه نیز سفارش نمود که هرگاه یهود به شما سلام (السام علیکم) دادند شما بدون کم و زیاد در جواب بگویید”وعلیکم”، و مستندات آن عبارت‌اند از:

▪️عبدالله بن عمر (رضی الله عنهما) می‌گوید: «رسول الله (صلی الله علیه وآله وسلم) فرمودند: هرگاه یکی از یهودیان بر شما سلام داد و گفت “السام علیک” (مرگ بر تو) پس در جوابش بگو: “وعلیک”.» [10]

▪️سیده عایشه (رضی الله عنها) می‌گوید: «گروهی از یهود بر رسول‌الله (صلی الله علیه وآله وسلم) وارد شدند و گفتند: سام (مرگ) بر شما، آن را فهمیدم و به آنها گفتم: مرگ و لعنت بر شما. رسول الله (صلی الله علیه وآله وسلم) فرمود: آرام باش ای عایشه، خداوند ملایمت را در همه چیز دوست دارد. عرض کردم: ای رسول الله، آیا نشنیدید که آنها چه گفتند؟ رسول الله (صلی الله علیه وآله وسلم) فرمود: در جواب گفتم “و علیکم (بر شما).”» [11]

امام ابن قیم (751هـ) می‌گوید: «هر گاه محقق شود که اهل ذمّه‌ای گفته: “السام علیکم” (مرگ بر شما) یا اینکه در چیزی که گفته تردید باشد، پس اگر برای شنونده محقق گردد که ذمّی به او گفته: “السلام علیکم” (درود بر تو) و در آن شکی نبود، آیا جائز است که در جواب بگوید: “وعلیک السلام” یا اینکه به “وعلیک” پسنده کند؟
آنچه که دلایل شرعی و قواعد شریعت مقتضی آن بوده این است که در جواب گفته شود: “وعلیک السلام” و این به جهت عدالت است و خداوند به عدالت و احسان امر نموده و همچنین خداوند متعال فرموده: «وَإِذَا حُيِّيتُمْ بِتَحِيَّةٍ فَحَيُّوا بِأَحْسَنَ مِنْهَا أَوْ رُدُّوهَا» [نساء: 86]، ترجمه: «و چون به شما درود گفته شد، شما به [صورتى‏] بهتر از آن درود گوييد، يا همان را [در پاسخ‏] برگردانيد.»
این آیه به فضل فرا خوانده و موجب رعایت عدالت است و تعارضی با احادیثی که در این باب وارد شده ندارد؛ چونکه امر رسول الله (صلی الله علیه وآله وسلم) به حصر در جواب”وعلیکم” مبتنی بر سببی بوده که در تحیات و سلام خود بدان اعتماد می‌کرده‌اند. خداوند متعال فرموده:«وَ إِذا جاؤُكَ حَيَّوْكَ بِما لَمْ يُحَيِّكَ بِهِ اللَّهُ وَ يَقُولُونَ في‏ أَنْفُسِهِمْ لَوْ لا يُعَذِّبُنَا اللَّهُ بِما نَقُول»‏ [مجادله: 8]، ترجمه: «و چون به نزد تو آيند، تو را بدانچه خدا به آن [شيوه‏] سلام نگفته سلام مى‏دهند و در دلهاى خود مى‏گويند: چرا به آنچه مى‏گوييم خدا ما را عذاب نمى‏كند؟»، بنابراین هرگاه این علت بر طرف شد و اهل کتابی (ذمّی) گفت: “السلام علیکم و رحمة الله” پس عدالت در سلام دادن مقتضی این است که همانند سلام او را جواب داد.» [12]

مؤید این سخن امام ابن قیم (رحمه الله) روایاتی است که از صحابه و تابعین در این باره نقل شده است؛ به‌طور نمونه:

▪️عبدالله بن عباس (رضی الله عنهما) می‌گوید: «اگر فرعون به من بگوید: ” خدا در تو برکت دهد” در جوابش می‌گویم: ” و در تو هم” و حال اینکه فرعون مُرده.» [13]

▪️ابو عثمان النهدى(م95هـ) می‌گوید: «ابوموسی(رضی الله عنه) برای راهبی نامه‌ای نوشت و در آن بر او سلام داده بود. به او گفته شد: آیا بر او که کافر است سلام می‌دهی؟ فرمود: او برای من نامه نوشت و بر من سلام داد و من هم بر او جواب دادم.» [14]

▪️عامر الشعبی (م104هـ) می‌گوید: «ابوبرده (رضی الله عنه) برای مردی از اهل ذمّه نامه نوشت و بر او سلام کرد، به او گفته شد: چرا به او سلام دادی؟ فرمود: چونکه او به من سلام داده بود.» [15]

نتیجه اینکه: حصر جوابِ سلام در “وعلیکم” می‌تواند به دو دلیل باشد: اول اینکه: به سبب جنگ و عداوت میان مسلمین و غیرمسلمان باشد که در این حالت فقط به “وعلیکم” پسنده می‌شود و بر آن کم و زیاد نمی‌شود. دوم اینکه: هرگاه سلام کردن کفار با دعای شر مانند”السام علیکم” (مرگ بر شما) آغاز شده باشد در این صورت با لفظ “وعلیکم” بدون دشنام جواب او داده می‌شود. و در حالت عادی نیز جواب دادن به سلام آنها واجب است و جمهور قریب به اتفاق علماء براین دیدگاه هستند.

📚پی‌نوشت‌ها
[1] الجامع لأحكام القرآن – القرطبی، ج5، ص304.
[2] المنهاج شرح صحيح مسلم بن الحجاج – النووی، ج14، ص144.
[3] زاد المعاد فی هدی خير العباد – ابن قیم، ج2، ص389.
[4] معالم التنزيل فی تفسير القرآن – البغوی، ج2، ص257؛ الجامع لأحكام القرآن – القرطبی، ج5، ص298.
[5] المحرر الوجيز فی تفسير الكتاب العزيز – ابن عطیة، ج2، ص87.
[6] ر.ک: التفسير الكبير – فخر الرازی، ج10، ص163.
[7] الأدب المفرد للبخاری، ص378 ح1107؛ مصنف ابن ابی شیبة، ج5، ص250 ح25765؛ مسند أبی يعلی الموصلی، ج3، ص100 ح1530: – «اثر حَسَن است».
[8] التمهيد – ابن عبدالبر، ج17، ص89.
[9] صحیح البخاری، ج8، ص57 ح 6258؛ صحیح مسلم، ج4، ص1705ح2163.
[10] صحیح البخاری، ج8، ص57 ح6257؛ صحیح مسلم، ج4، ص1706 ح2164.
[11] صحیح البخاری، ج8، ص 12 ح 6024؛ صحیح مسلم، ج 4، ص 1706 ح 2165.
[12] أحكام أهل الذمة – ابن قیم، ج1، صص425 – 426.
[13] الأدب المفرد للبخاری، ص 381 ح 1113؛ المعجم الكبير للطبرانی، ج10، ص262 ح10609: – «اثر صحیح است.»
[14] الأدب المفرد للبخاری، ص377 ح1101؛ إتحاف الخيرة – البوصیری، ج6، ص44 ح5292؛ المطالب العالية – ابن حجر، ج11، ص678 ح2653: – «اثر صحیح است.»
[15] مصنف ابن ابی شیبة، ج5، ص249 ح25754: – «سند صحیح.»

expand_less
X
منوی اصلی
X