شبهات کرونایی

date_range ۰۱ فروردین ۱۳۹۹ access_time زمان مطالعه: پانزده دقیقه visibility بازدید: 2
شبهات کرونایی

شبهات کرونایی؟!

معترض در این بحبوحه‌ی فراگیری ویروس کرونا که کشورهای غیرمسلمان و مسلمان را به شدت درگیر کرده و عملاً افکار عمومی مردم جهان به آن مشغول است با طرح این شبهه که اماکن مقدسه مانند مکه مکرمه و …، خالی شده و مردم عبادت‌ها را تعطیل کردند و به الکلی که حرام است متوسل شده‌اند تا برای ضدعفونی کردن استفاده شود! و دین اسلام با علم در تعارض است!!!

شبهه اول: تعطیل شدن اماکن مقدسی همچون مکه به دلیل وجود بیماری!

پاسخ:
اماکن مقدسه ذاتاً هیچ نفع و ضرری ندارند و این اراده و خواست خداوند در دفع ضرر و یا جلب منافع است که ملاک قرار می‌گیرد، بنابراین خالی شدن مکان مقدسی اصولاً دلیل بر این نیست که با این کار لطمه‌ای به اعتقادات مسلمین می‌رسد خصوصاً اینکه خالی شدن این اماکن از مردم در این زمان و یا در اوقات دیگر دلایل متعددی هم می‌تواند داشته باشد، مثلاً برای ضدعفونی کردن، نظافت – که این امور خود مورد تأکید آموزه‌های بهداشتی اسلام هم می‌باشد- و یا تعمیر و بازسازی، و مسلمین این مکان‌ها را عبادت نمی‌کنند تا اینکه با تعطیلی موقت آنجا خللی در عبادت و اعتقادات وارد شود و مکه مکرمه محوریت اتحاد مسلمین در نماز و حج است اما مقصود خداوند متعال است و نماز به سمت کعبه برای خداوند است نه برای خود کعبه – به اتفاق مسلمین- و حرمت انسان مسلمان از کعبه بیشتر است چنانکه در حدیثی ابن عمر (رضی الله عنهما) می‌گوید:
«رأيت رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم يطوف بالكعبة، ويقول: ما أطيبك، وأطيب ريحك! ما أعظمك، وأعظم حرمتك! والذي نفس محمد بيده، لحرمة المؤمن أعظم عند الله حرمة منك، ماله، ودمه وأن نظن به إلا خيرا.» [1]
ترجمه: «رسول الله (صلی الله علیه و آله وسلم) را دیدم در حال طواف کعبه می‌فرمودند: چه‌ قدر پاک ‌هستی‌ و چه‌ قدر بویت‌ پاکیزه‌ و معطر است‌، چه‌ قدر با عظمت‌ هستی‌ و چه ‌قدر احترامت‌ بزرگ‌ است‌ اما سوگند به‌ ذاتی‌ که‌ جان‌ محمد در دست‌ اوست‌، همانا حرمت‌ مؤمن‌ در نزد خداوند متعال‌ از حرمت‌ و احترام‌ تو بزرگتر است‌؛ [حرمت‌] مال و خون وی و همچنین حرمت اینکه جز گمان خیر به او نداشته باشیم!»
بنابراین حفظ جان مسلمانان در برابر حوادث از ضروریات شریعت اسلام است و مادامی که مانند بیماری مُسری منجر به خطرانداختن جان مسلمین شود آن هم در تجمعاتی که در جزو مقدس‌ترین اماکن مسلمین قلمداد می‌شود با استناد به شریعت، حفظ جان انسانِ ایماندار محترم و مقدم است لذا لغو و یا تعلیقِ موقت تجمع برای حج عمره در این مکان مقدس و نیز پاکسازی و خالی کردن آنجا با ضدعفونی کردن و نظافت، در راستای تعالیم و مقاصد شرعی است و تعارضی وجود ندارد از این‌رو بیش از دوهزار (2000) نفر خدمه در مسجد الحرام روزی چهار مرتبه آن مکان را نظافت، ضدعفونی و معطر می‌کنند. [2] و این خالی شدن مسجد الحرام از نمازگزاران اولین بار نبوده بلکه بارها در طول تاریخ مسلمین به مناسبات مختلف اتفاق افتاده است

شبهه دوم: الکل حرام است اما مسلمانان این روزها از آن استفاده بسیار می‌کنند!

پاسخ:
برای رعایت امانت علمی لازم است که به تفصیل استفاده از الکل و حکم آن مختصراً بپردازیم تا رفع شبهه شود لذا از دو دیدگاه این مقوله بررسی می‌شود.
در خصوص استعمال الکل اختلاف است؛ برخی آن را ذاتاً پاک می‌دانند و برخی دیگر آن را با قیاس بر خمر بلکه جزوی از خمر تلقی کردند و چون خمر نزد جمهور فقهاء نجس است لذا الکل نیز نجس می‌باشد.
🔹دیدگاه اول: الکل پاک است به دلایل ذیل🔻
◾️اصل در اشیاء پاکیست و حرمت و نجاست چیزی جز با دلیل ثابت نمی‌شود و برای الکل نص صریح یا تلویحی برای نجاستش و یا حرمت استعمالش بیان نشده است لذا بر حکم اولیه یعنی پاکی آن باید اتکا نمود.
◾️الکل خود نجاسات و ناپاکی‌ها را که با آب به تنهایی پاک نمی‌شوند از بین می‌برد و تجرباً ثابت شده است.
◾️الکلی که استفاده می‌شود در پزشکی و یا در عطر و اتکلن‌ها از خمر به دست نمیاید بلکه یک فرایند شیمایی است که با تبدیل گاز اتان به الکل اتلین یا اتانول ساخته می‌شود، بنابراین کسانی که حکم به نجاست عینی (حسی) خمر داده‌اند، الکل از آن ساخته نشده است بلکه آن مصنوعی و از طریق تغییر (فرایند) بدست آمده که مواد استفاده در ساختش نجس نیست و اگر هم مسکر (مست کننده) باشد نوشیدن آن حرام است اما نجس بودنش حکم دیگری دارد و بین این دو حکم الزامی وجود ندارد چراکه هر چیزی که حرام باشد دلیل بر نجس بودنش نیست چه بسا موارد زیادی که حرام است اما نجس نیستند مانند گوشت الاغ که حرام است اما نجس نیست و یا ابریشم که حرام است – برای مردان – اما نجس نیست بلکه برای زنان استعمال آن جائز است و به طریق اولی پاک است و… .
◾️آنگاه که حکم تحریم خمر وارد شد، مسلمانان ظرف‌های خمر را در کوچه و راه‌های مدینه ریختند و از بین بردند حال اگر خمر نجس می‌بود – باتوجه به اینکه علماء الکل را جزو خمر تلقی کرده‌اند- پس می‌بایست کوچه و راه‌های مدینه که با خمر تماس داشته است شسته شوند در حالی که چنین اقدامی نشده است و یا ظروفی که خمر در آن نگهداری می‌شده است را پیامبراکرم (صلی الله علیه وآله وسلم) حکم به شستن آن نداده است در صورتیکه اگر نجس می‌بود می‌بایست پاک می‌شدند. [3] پس بنابر دیدگاه اول این خود دلیل بر پاکی خمر است چونکه نجاست خمر را معنوی دانسته‌اند نه حسی و عینی.
🔸دیدگاه دوم: الکل نجس است به دلیل ذیل🔻
◾️الکل را بر خمر قیاس گرفته‌اند و علت مشترک بین این دو را مسکر بودنش دانسته‌اند و لذا چون خمر نجس است از دیدگاه آنها الکل نیز به تبع آن نجس است، لیکن نزد این گروه باز در خصوص پاکی یا نجاست خمر اختلاف است؛ آن دسته که حکم به نجاست خمر داده‌اند پس الکل را نیز نجس می‌دانند اما آن دسته که حکم به پاکی خمر -ضمن تحریم نوشیدن آن- داده‌اند، الکل را پاک می‌دانند و لذا استعمال موضعی آن را مطلقاً جائز دانسته‌اند.
امام نووی (رحمه الله) می‌گوید: «خمر نزد ما (شافعیه)، مالک بن انس، ابوحنیفه، احمد بن حنبل و سایر علماء نجس است جز اینکه قاضی ابوطیب و غیر او نقل کرده‌اند از ربیعه استاد مالک و داود ظاهری که آن دو حکم به پاکی خمر داده‌اند هرچند حرام شده است.» [4]
امام قرطبی (رحمه الله) می‌گوید: «جمهور بر تحریم خمر و خباثت و رجس و نیز امر به اجتناب از آن و حکم به نجاستش را [از نصوص] فهم کرده‌اند اما ربیعه، لیث بن سعد، مُزَنی شاگرد شافعی و برخی از متأخرین بغداد و قروین آن را پاک دانسته و نوشیدن آن فقط حرام شده است.» [5]

خلاصه اينكه با توجه به دیدگاه اول استفاده از الکل برای ضدعفونی کردن و یا استفاده پزشکی جائز است و آن چیزی که ممنوع می‌باشد نوشیدن الکل است اما با توجه به دیدگاه دوم چون الکل نجس است پس استفاده آن در حالت طبیعی جائز نمی‌باشد اما نزد حنفیه و شافعیه برای تداوی (درمان) استعمال خمر (الکل جزئی از آن است) جواز داده شده هرچند برای آن قیود و شروطی بیان نموده‌اند که به قرار ذیل است:

▪️بطور یقینی معلوم باشد که شفاء بخش است.
▪️جایگزینی مباحی برایش یافت نشود و یا دسترسی به جایگزین آن مُیسر نباشد.
▪️با چیزی پاک ترکیب شود. [6]
و این با روح و مقاصد شریعت نیز همخوانی دارد چراکه اگر اصل را در تداوی محرمات بدانیم لیکن در اضطرار می‌شود استفاده کرد، چنانکه خداوند متعال فرموده:
◼️«إِنَّما حَرَّمَ عَلَيْكُمُ الْمَيْتَةَ وَ الدَّمَ وَ لَحْمَ الْخِنْزيرِ وَ ما أُهِلَّ بِهِ لِغَيْرِ اللَّهِ فَمَنِ اضْطُرَّ غَيْرَ باغٍ وَ لا عادٍ فَلا إِثْمَ عَلَيْهِ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحيمٌ» [بقره: 173، نحل: 115]
◽️ترجمه: «[خداوند،] تنها مردار و خون و گوشت خوک و آنچه را كه [هنگام سر بريدن‏] نام غير خدا بر آن برده شده، بر شما حرام گردانيده است. [ولى‏] كسى كه [براى حفظ جان خود به خوردن آنها] ناچار شود، در صورتى كه ستمگر و متجاوز نباشد بر او گناهى نيست، زيرا خدا آمرزنده و مهربان است.»
◼️«وَ قَدْ فَصَّلَ لَكُمْ ما حَرَّمَ عَلَيْكُمْ إِلاَّ مَا اضْطُرِرْتُمْ إِلَيْه‏» [انعام: 119]
◽️ترجمه: «با اينكه [خدا] آنچه را بر شما حرام كرده -جز آنچه بدان ناچار شده‌‏ايد- براى شما به تفصيل بيان نموده است‏.»
📝بنابراین در حالت کلی می‌توان بین هردو دیدگاه در خصوص استفاده از الکل در اموری که جائز شمرده شده جمع بندی نمود و رافع اختلاف آن را در حکم «اضطرار» مدنظر گرفت و لذا شبهه بنابر دیدگاه اولی کلاً منتفی است و بنابر دیدگاه دومی نیز بنابر حکم اضطرار جواز استفاده الکل مقرر گردیده و این نیز سبب دفع شبهه می‌شود.

شبهه سوم: تعارض اسلام با علم!

پاسخ:
از شبهات قدیمی و البته واهی معترضین این است که اسلام با علم تعارض دارد و آن را با تعارض کلیسا با علم در عصر روشنگری اروپا قیاس گرفته‌اند که این قیاس باطلی است و اسلام از آن مبراء است چراکه بنای اسلام با علم است و تمام متعلقات آن مرتبط با «علم» است و دایره‌ی علم وسیع است و منحصر در علم تجربی نیست هرچند این علم نه تنها معارض اسلام نیست بلکه بر اساس تعالیم اسلامی نیز بدان سفارش شده است اما شبهه‌ای که در اینجا بیشتر در مقوله‌ی تعارض اسلام با علم بیان می‌شود مربوط به بهداشت و پزشکی در اسلام است.
جهت یادآوری، در اسلام بر رعایت بهداشت فردی و عمومی تأکید شده که مطالبی را سلسله‌وار قبلاً منتشر کرده بودیم که برای مطالعه آن به لینک‌های ذیل مراجعه شود.
https://t.me/no_atheism/2444
https://t.me/no_atheism/2456
https://t.me/no_atheism/2474
علاوه بر آن در عبادات جمعی نیز برخی تنبیهات (آگاهی بخشی‌ها) از سوی پیامبراکرم (صلی الله علیه وآله وسلم) در جهت کنترل و پیشگیری از بیماری و بهداشت عمومی وارد شده به طور نمونه:
▪️رسول الله (صلی الله علیه وآله وسلم) فرمودند: «لا يورد ممرض على مصح» [7]
▫️ترجمه: «سالم بر بیمار وارد نشود.»
وجه استدلال: با توجه به این حدیث، پُر واضح است که کنترل نمودن و پیشگیری از بیماری‌ها بخصوص امراض واگیردار و مُسری مورد سفارش اسلام می‌باشد و فرد بیمار با شخصی که سالم است تا زمانی که بهبودی حاصل می‌شود نباید باهم در یک مکان باشند.
▪️شرید بن سوید (رضی الله عنه) می‌گوید: «كان في وفد ثقيف رجل مجذوم، فأرسل إليه النبي صلى الله عليه وسلم إنا قد بايعناك فارجع» [8]
▫️ترجمه: «در میان کاروان ثقیف مردی جذامی بود، پیامبر(صلی الله علیه وآله وسلم) به او پیغام فرستاد که قطعاً ما با تو بیعت کردیم، پس بازگرد.»
وجه استدلال: این حدیث اشاره به مُسری بودن برخی بیماری‌ها دارد و اینکه باید جانب احتیاط را رعایت نمود و از آن دوری جست ضمن اینکه باید بر خداوند متعال نیز توکل کرد چراکه این بیماریها بالذات تأثیری ندارند.
▪️رسول الله (صلی الله علیه وآله وسلم) فرمودند: «إذا سمعتم بالطاعون بأرض فلا تدخلوها، وإذا وقع بأرض وأنتم بها فلا تخرجوا منها» [9]
▫️ترجمه: «هنگامیکه شنیدید در سرزمینی طاعون آمده به آن شهر داخل نشوید و اگر در شهر بودید [برای فرار از طاعون] از شهر خارج نشوید.»
وجه استدلال: امام نووی (رحمه الله) می‌گوید: «آنچه محققین در مورد طاعون بیان داشته‌اند بیماری‌ای است که بسیاری از مردم در منطقه‌ای از زمین بدان دچار می‌شوند که در کثرت انتشارش با سایر بیماری‌های عادی متفاوت است و یک نوع بیماری‌ مشترک است بر خلاف سایر اوقات که بیماری مردم باهم تفاوت دارد. با توجه به این حدیث و احادیث [مشابه آن] وارد شدن به منطقه‌ای که طاعون در آنجا شایع است ممنوع است و همچنین برای فرار از آن، خارج شدن ممنوع می‌باشد. لیکن خروج به سبب وجود عارضه اشکالی ندارد و این چیزی را که ذکر کردیم همان مذهب ما (شافعیه) و مذهب جمهور است و قاضی عیاض (رحمه الله) گفته این دیدگاه اکثر [علماء] است.» [10] و این حدیث به اصل قرنطینه اشاره صریح دارد.
▪️سیدنا رسول الله (صلی الله علیه وآله وسلم) فرمودند: «من أكل من هذه الشجرة – يعني الثوم – فلا يأتين المساجد.» [11]
▫️ترجمه: «هرکه از این درختِ (گیاه) سیر بخورد به مساجد نیاید.»
▪️جابر بن عبدالله (رضی الله عنهما) می‌گوید: رسول الله (صلی الله علیه وآله وسلم) فرمودند:«من أكل البصل والثوم والكراث فلا يقربن مسجدنا، فإن الملائكة تتأذى مما يتأذى منه بنو آدم.» [12]
▫️ترجمه: «هرکس پیاز، سیر و تره بخورد نباید به مسجد ما نزدیک شود چونکه با چیزی که انسان‌ها اذیت می‌شوند فرشتگان نیز اذیت می‌شوند.»

وجه استدلال: باتوجه به این حدیث و احادیث مشابه آن، اگر کسی چیزی بخورد که بوی بدی داشته باشد و منجر به آزار اطرافیان شود نباید در مساجد و محافل عمومی عبادی حضور داشته باشد؛ امام نووی (رحمه الله) می‌گوید: «این نهی در رابطه با حضور در مسجد است نه نهی از اصل خوردن سیر و پیاز و امثال آن، -چراکه این سبزی‌ها به اجماع علماء حلال هستند- و علاوه بر این موارد، هر بوی بدی که ناشی از خوراکی ها باشد شامل این نهی می‌شود و قاضی عیاض (رحمه الله) گفته: علماء بر اجتماعات عمومی برای نماز در غیر مسجد هم قیاس گرفته‌اند که این نهی شامل حضور در محافل عمومی عبادی مانند مصلای عید، تشییع جنازه و همچنین محافل عمومی علمی، ذکر و ولیمه‌ها (مهمانی‌ها) می‌شود. البته بازارها و امثال آن شامل این نهی نمی‌شوند.» [13] اما برخی دیگر از علماء بازارها و محافل عمومی غیرعبادی را هم شامل آن دانستند و دلیلشان این است مادامی که علت در منع آزار رساندن به مردم است پس اماکن عبادی و غیرعبادی در آن مشترک هستند چون در هر حال منجر به آزار به عموم مردم می‌شود. [14] با استناد به این احادیث علماء فرمودند هر چیزی که سبب آزار رساندن به مردم شود مانند مجذوم (شخصی که دچار بیماری جذام است) و…، باید از مسجد (که محل تجمع بوده) دور شود.[15] بنابراین افرادی که دارای بیماری واگیردار هستند از وارد شدن به اجتماعات و اماکن عمومی و تجمعات معذور و محذور هستند و باید در قرنطینه به سر ببرند تا زمانی که سلامتی کامل برایشان حاصل می‌شود.


📚پی‌نوشت‌ها:
[1] سنن ابن ماجه، ج2، ص1297 ح3932؛ صحيح الترغيب والترهيب – الألبانی، ج2، ص316 ح2411.
[2] https://sabq.org/WKSG9s
[3] ر.ک: الجامع لأحكام القرآن – القرطبی، ج6، ص288.
[4] المجموع شرح المهذب – النووی، ج2، ص563.
[5] الجامع لأحكام القرآن – القرطبی، ج6، ص288.
[6] تبيين الحقائق – فخر الدين الزيلعی، ج6، ص33؛ حاشية ابن عابدين، ج1، ص210؛ قواعد الأحكام في مصالح الأنام – ابن عبد السلام، ج1، ص95؛ مغنی المحتاج – الخطيب الشربينی، ج5، ص518؛ الفقه المنهجی على المذهب الشافعی، ج3، ص85.
[7] صحیح مسلم، ج4، ص1743 ح2221.
[8] صحیح مسلم، ج4، ص1752 ح2231؛ السنن الكبرى للنسائی، ج8، ص69 ح8662؛ سنن ابن ماجه، ج2، ص1172 ح3544.
[9] صحیح البخاری، ج7، ص130 ح5728؛ صحیح مسلم، ج4، ص1737 ح2218.
[10] المنهاج شرح صحيح مسلم بن الحجاج – النووی، ج14، صص204 – 205؛ همچنین بنگرید به: (تحفة الأحوذی – المبارکفوری، ج4، ص149).
[11] صحیح مسلم، ج1، ص393 ح561.
[12] صحیح مسلم، ج1، ص395 ح564؛ السنن الكبرى للنسائی، ج1، ص391 ح788.
[13] المنهاج شرح صحيح مسلم بن الحجاج – النووی، ج5، ص48.
[14] ن.ک: نيل الأوطار – الشوكانی، ج2، ص180؛ تحفة الأحوذی – المبارکفوری، ج5، ص429.
[15] ر.ک: شرح صحيح البخارى لابن بطال، ج2، ص466؛ الاستذكار لابن عبدالبر، ج1، ص118.
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾

expand_less
X
منوی اصلی
X