آیا اسلام دستور به زدن همسران داده است؟

date_range ۳۱ فروردین ۱۳۹۸ access_time زمان مطالعه: دوازده دقیقه visibility بازدید: 45
آیا اسلام دستور به زدن همسران داده است؟

کتک زدن همسر و مناظره ای سخیف!

کشیش «مرقس عزيز» تحت عنوان «زدن همسر حقیقت است نه افترا» می نویسد:

در سوره نساء آمده است {والذين تخافون نشوزهن فعظوهن واهجروهن في المضاجع واضربوهن} النساء ۳۳/۳۴

کسی در پاسخ آمده و می گوید: این افتراء و دروغ است، زیرا قرآن کریم به حسن معامله ی با همسر فرمان داده و فرموده است: {وعاملوهن بالمعروف} نساء ۱۹

و کسی دیگر به او (یعنی آنکه گفت دروغ است چنین پاسخ می دهد: سخن شما از ناحیه ی لغوی صحیح است، اما از ناحیه ی دینی و شرعی که مهم تر است صحیح نیست، چرا که آیه ی نوزدهم سورہ النساء که دستور به رفتار نیک با زنان داده، به آیه ای که دستور به ترک زنان در بستر و زدن داده، فسخ شده است. اسلام مقاطعه ی جنسی با همسر را با این که سلاحی بی رحمانه است مباح قرار داده، همان گونه که زدن همسر را برای مرد جائز شمرده، انگار که او از صنف بشر نیست، پس حقوق و مساوات کجاست؟

پاسخ:

پیش از این که پاسخ دهم، صادقانه می گویم که حاضرم دار و ندار خود را ببخشم تا بدانم نوع مصحفی که جناب کشیش از آن نقل کرده چیست؛ او خیال کرده که آیه ی نوزدهم از سوره ی النساء می گوید: «وعاملوهن بالمعروف» با آن که در مصحفی که در تمام دنیا چاپ می شود، آمده است: (وعاشروهن بالمعروف) [1] و پیش از این هم «والذين تخافون نشوزهن» نوشته بود، درحالی که آیه فرموده است: (واللاتي تخافون نشوزهن) و این موجب قحطی در جایی می شود که «گفتگوی ادیان»! نام گرفته، در حالی که هیچ گفتگویی در کار نیست.

اولا. آیا عاقلی نیست که مسئول انکار بر مناظره کننده ی اول شود که سخنی کفرآمیز را بر زبان آورده و آیه ای از آیات قرآن کریم را تکذیب کرده است؟!! اما مناظره کننده ی دوم، سخن زشت و باطلی را بر زبان رانده است و آیه ای را بی دلیل منسوخ گردانده، حال آن که هیچ تعارضی میان این دو آیه نیست! [2]

ابن جوزی در آنجا که به ذکر آیاتی که ادعای نسخشان مطرح شده می پردازد و ادعای نسخ در بسیاری از این آیات را باطل کرده است، اصلا آیه ی نوزدهم از سوره ی نساء را نیاورده است؟

سیاق این آیه در واجب بودن خوش رفتاری قاطع است، و اگر آن را تا انتها بخوانیم که فرموده است: (وعاشروهن بالمعروف فإن كرهتموهن فعسى أن تكرهوا شيئا ويجعل الله فيه خيرا كثيرا}

می بینیم که در این جا دستور داده شده که هرچند زن عمل زشتی را مرتکب شد، باید بر او صبر کرد و مانند همین در حدیث آمده است که پیامبر (صلی الله علیه وسلم) فرموده اند: «هیچ مرد مؤمنی از هیچ زن مؤمنی بد نبرد، زیرا اگر اخلاقی از او را نمی پسندد، چیزی دیگر از او را می پسندد.» [3]

پس بنگر که چگونه جناب کشیش (خداوند او را به امانت هدایت کند) دستور اسلام به صبر بر آزار زن را به دستور اسلام به زدنش تحریف کرده است؟

ثانيا، جناب کشیش گفته که ترک کردن همسر در بستر، مجازاتی بی رحمانه است! مرد می خواهد همسرش را که مرتکب حرامی شده تأدیب کند، اما همسرش از اعتراف به مخالفت خود سرپیچی کرده، و از توبه نیز روی برگردانده است و مرد به تمامی راههای نرم تلاش کرده تا او را بازگرداند، اما باز هم همسرش ابا ورزیده و نصيحت را نپذیرفته است! پس چه راههایی باقی مانده است؟!

ثالثا. مناظره کننده (که خود جناب کشیش است!) می گوید که “اسلام زدن همسر را مباح گردانده، انگار که از صنف بشر نیست، پس حقوق و مساوات کجاست؟!” و در حقیقت در اینجا چندین مغالطه صورت گرفته است:

آ) خداوند فرموده است: (الرجال قوامون على النساء بما فضل الله بعضهم على بعض وبما أنفقوا من أموالهم فالصالحات قانتات حافظات للغيب بما حفظ الله واللاتي تخافون نشوزهن فعظوهن واهجروهن في المضاجع واضربوهن فإن أطعنكم فلا تبغوا عليهن سبيلا إن الله كان عليا كبيرا) [4] و آیه درباره ی اباحه ی زدن زن ناشزه است، و در آن خبری از وجوب هم نیست.

ب) حکم شرعی در جواز زدن، ارتباطی به تأدیب زن نیکوکار که کار بدی انجام نداده نیست در نتیجه اشتباه بزرگیست که بگوییم: اسلام زدن همسر را جائز دانسته، بلکه باید گفت: اسلام تنها زدن همسر ناشزه گناه کار را جائز دانسته است!

ت) اصل در ارتباطات میان مرد و همسرش بر نیکی کردن به همسر است، و نصوص متواتری هستند که به مدارا و نرمی دستور می دهند. خداوند فرموده است: {وعاشروهن بالمعروف فإن كرهتموهن فعسى أن تكرهوا شيئا ويجعل الله فيه خيرا كثيرا} [5]

امام شافعی كه فرموده است: «مجموع نیکی این است که صاحب حق را از طلب حق خود معاف نمود، و اینطور نباشد که انگار از روی انجام وظیفه یا از روی کراهت و بی میلی آن حق ادا شود!» [6]

امام ذهبی و فرموده است: «آن گاه که زن به اطاعت از همسر و رضایت خواهی از او دستور داده شده، مرد نیز دستور داده شده تا به او نیکی و لطف داشته باشد و اگر اخلاقی بد یا مانند آن از زن ظاهر شود، بر آن صبر نماید.» [7]

و امام ابن کثیر كه فرموده است: «الفتی بزرگتر از آنچه بین زوجین است، میان دو روح وجود ندارد!» [8]

و در حدیثی از ابی هریره از پیامبر (صلی الله علیه وسلم) آمده است: «خواهان رفتار نیک با زنان شوید؛ زیرا زن از دنده آفریده شده [9] و کج ترین بخش دنده، قسمت بالایی آن است. اگر خواسته باشی آن را راست کنی، می شکند و اگر بگذاری، همیشه کج است، پس در مورد زنان همدیگر را وصیت به خیر نمایید.» [10]

مناوی می فرماید: «مدارا کردن با بخشش و صبرکردن بر همسر که برای نزدیکی نفوس و ایجاد الفت میان دلها باشد، در این حدیث مورد تشویق قرار گرفته است.» [11]

ث) مرد مؤمن از لحاظ شرعی مأمور شده تا از اشتباهات همسرش بگذرد و خطاهایش را ببخشد و اگر بعضی از اخلاق او موجب آزارش شود، به اخلاق های نیکویش بنگرد: «هیچ مرد مؤمنی از هیچ زن مؤمنی بد نبرد، زیرا اگر اخلاقی از او را نمی پسندد، چیزی دیگر از او را می پسندد.» [12]

ج) ایاس بن عبد الله می فرماید: «رسول الله فرمود: زنان را نزنید. عمر خدمت آن حضرت آمده گفت: که زنان بر شوهران شان دلیر شدند. همان بود که رسول الله در زدن شان اجازه فرمود، سپس زنان بسیاری به خانه های همسران ایشان آمده، از شوهرانشان شکایت کردند، رسول الله فرمود: همانا زنان بسیاری به نزد اهل بیت محمد آمده، و از شوهرانشان شکوہ کرده اند؛ بدانید که آنان، بهترین های شما نیستند!» [13]

امام شافعی فرموده است: «بنابراین هم زدن و هم بخشش را قرار داده اند، اما خبر داده اند که بهترین مردم، زدن را ترک می کنند.» [14]

ج) مردی که در جواز زدن همسرش حکم شرعی را گرفته است، مردیست که تمامی راه هایی که با نرمی همراه بوده را برای بازگرداندن همسرش به مسیر صحیح، امتحان کرده است. امام ابن جوزی که می گوید: «جماعتی از اهل علم فرموده اند که آیه، امور را به طور مرتب ذکر کرده است؛ وقتی از نشوز او بترسد، او را پند داده و هر وقت نشوز ظاهر شود، هجر را امتحان کرده و اگر زن تکرار کند و لجاجت به خرج دهد، او را می زند. زدن همسر در ابتدای نشوز شرعا جائز نیست و قاضی ابو یعلی فرموده است: مذهب امام أحمد هم همین است.» [15]

خ) زدنی که در آیه آمده، ضرب مبرح که به همراه شدت باشد نیست، بلکه زدن همسر با مسواک و مانند آن است که به بدن آسیبی نمی رساند، همانطور که از عطاء آمده است: «از ابن عباس پرسیدم که ضرب غير مبرح چیست؟ گفت: او را به مسواک یا چیزی مانند آن می زند.» [16]

د) ظلم به تمامی اشکالش در اسلام نهی شده است و زمانی که در مقابل کسی باشد که حق گرامی داشت و نیکی داشته باشد (مانند همسر)، نهی شدت می یابد و رسول خدا (صلی الله علیه وسلم) فرموده است: «هرکس تازیانه ای از روی ظلم و ستم به کسی بزند، در روز قیامت از او قصاص گرفته می شود.» [17]

د) رسول خدا نه که کامل ترین مؤمنان و الگوی آنان هستند، چنان بوده اند که أم المؤمنین عائشه که فرموده اند: «رسول خدا هرگز چیزی و نه زن یا خادمی را به دست خوبش نزدند.» [18]

نتیجه گیری:

از مجموع آنچه گذشت، فهمیده می شود که اسلام نه به زدن همسران دستور داده، و نه حتی آن را بر صبرکردن ترجیح داده است، و آن چه توسط معاندین مطرح می شود که «اسلام به زدن همسران دستور داده است!» از وجوه مختلفی دارای اشکال است و اساسی ندارد.

نویسنده: دکتر سامی عامری

گزینش و ترجمه: «رد شبهات ملحدین»

[1] النساء، آیه ی ۱۹: «و با زنان خود به طور شایسته (در گفتار و کردار) معاشرت کنید.»

[2] این از ترفندهای اهل باطل برای تلبيس بر غیر محققین است که پاسخ های ضعیفی را از جانب خصم مطرح کرده و خود پاسخ می دهند تا به خواننده این گونه القا کنند که خصم پاسخی برای این مطلب ندارد! (مترجم)

[3] امام مسلم آن را در صحيح (۱۶۹۹) روایت کرده است: «لا يفرك مؤمن مؤمنة إن كره منها خلقا رضي منها آخره

[4] النساء، آیهی ۳۶: «مردان بر زنان سرپرستند بدان خاطر که خداوند بعضی را بر بعضی فضیلت داده است، و نیز بدان خاطر که از اموال خود (برای خانواده) خرج می کنند. پس زنان صالحه آنانی هستند که فرمانبردار بوده و اسرار را نگاه می دارند؛ چرا که خداوند به حفظ (آنها) دستور داده است. و زنانی را که از سرکشی و سرپیچی ایشان بیم دارید، پند و اندرزشان دهید و اگر مؤثر واقع نشد) از همبستری با آنان خودداری کنید و بستر خویش را جدا کنید آنان را بزنید. پس اگر از شما اطاعت کردند راهی برای (تنبيه) ایشان نجوئيد (و تپوئید و بدانید که بی گمان خداوند بلند مرتبه و بزرگ است.

[5] سورہ النساء، آیه ی ۱۹: «و با زنان خود به طور شایسته (در گفتار و در کردار) معاشرت کنید، و اگر هم از آنان (به جهانی) کراهت داشتید (شتاب نکنید و زود تصمیم به جدائی نگیرید) زیرا که چه بسا از چیزی بدتان بیاید و خداوند در آن خیر و خوبی فراوانی قرار بدهد.»

[6] أحكام القرآن، مكتبة الخانجي، ج ۱، ص ۲۰۴

[7] الكبائر، دار الندوة الجديدة، ص ۱۷۸

[8] تفسير القرآن العظيم، دار الكتب العلمية، ج ۳، ص ۴۷۴

[9] در میان اهل علم در این که مقصود از آفریده شدن از دنده، حقیقی است یا آن که از باب تشبيه باشد، اختلاف نظر وجود دارد و جمعی معنای دوم را راجح می دانند، والله أعلم. (مترجم)

[10] متفق عليه: امام بخاری (۳۳۳۱) و امام مسلم (۱۴۶۸) آن را روایت کرده اند: «استوصوا بالنساء، فإن المراة خلقت من ضلع، وإن أعوج شيء في الضلع أعلاه، فإن ذهبت تقيمه كسرته، وإن تركته لم يزل أعوج، فاستوصوا بالنساء.

[11] فيض القدير، المكتبة التجارية الكبرى، المكتية التجارية الكبری، ج ۲، ص ۳۸۸

[12] پیش تر مصدر آن آمد.

[13] امام نسائی (۹۱۲۲) و امام ابو داود (۲۱۴۶) آن را در ستن خویش آورده اند: «عن إياس بن عبد الله بن أبي ذباب، قال: قال رسول الله صلى الله عليه وسلم: لا تضربوا إماء الله. فجاء عمر إلى رسول الله صلى الله عليه وسلم فقال: ذئرن النساء على أزواجهن، فرخص في خربهن، فأطاف بال رسول الله صلى الله عليه وسلم نساء كثير يشكون أزواجهن، فقال النبي صلى الله عليه وسلم: «لقد طاف بال محمد نساء كثير يشكون أزواجهن ليس أولئك بخياركم.»، و اسناد آن صحيح است.

[14] الأم للشافعي، دار المعرفة، ج ۵، ص ۱۲۱

[15] زاد المسير، دار الكتاب العربي، ج 1، ص ۴۰۲

[16] تفسير الطبري، مؤسسة الرسالة، ج ۸، ص ۳۱۴

[17] امام طبرانی آن را در المعجم الأوسط (۱۴۴۵) روایت کرده است و اسناد آن حسن است: «من ضرب سوطا ظلما اقتص منه يوم القيامة.»

[18] امام مسلم آن را در صحیح خویش (۲۳۲۸) آورده است: «ما ضرب رسول الله صلى الله عليه وسلم شيئا قط بيده، ولا امرأة، ولا خادما…»

expand_less
X
منوی اصلی
X