اندیشهٔ الحادی؛ قسمت دوم: طبقه‌بندی الحاد

date_range ۱۶ مرداد ۱۳۹۹ access_time زمان مطالعه: چهار دقیقه visibility بازدید: 1
اندیشهٔ الحادی؛ قسمت دوم: طبقه‌بندی الحاد

در گذشته‌وحال، نویسندگان و محققانی که دربارهٔ الحاد آثاری دارند، الحاد را به چند دسته تقسیم کرده‌اند. ملحدین نیز به چند دسته تقسیم می‌شوند که عبارت‌اند از:

۱. خداناباور (الملحد_Atheist):

این قشر، دین و وجود خداوند را انکار و وحی و نبوت را رد می‌کنند.
🔺 (لازم است به مازوخیسم (Misotheism) اشاره‌ای داشته باشیم: هرچند یکی از انواع این طبقه بندی‌های ملحدین محسوب نمی‌شود، اما لازم می‌دانیم نوعی دیگر از ردکردن وجود خدا را مطرح کنیم و آن را توضیح دهیم. این دیدگاه خود را در انکار وجود خدا به دلیل بیزاری‌جستن از خداوند می‌یابد و آرزوی عدم وجود خدا را دارد.)

۲. دین‌ستیز (AntiDeist):

ملحدی است که به موضع‌گیری خصمانه در مقابل خدا، دین و دین‌داران می‌پردازد.

۳. خدا اِنگار (الربوبی_Deist):

کسی که باور دارد که خداوند کائنات را خلق کرده است، اما باور ندارد که خداوند از طریق ادیان با انسان ارتباط برقرار کرده باشد. او به وجود خدا باور دارد، اما خداوند را به عنوان هدایت‌کننده در عملکرد جهان نمی‌پذیرد.
🔺او خدا را مانند ساعت‌سازی می‌پندارد که مخلوقات را خلق کرده و آن‌ها را بر روی صفحه‌ای قرار داده است و مخلوقات بدون جهت‌بخشی از سوی او، به انجام امور خود می‌پردازند. ایمان‌آوردن این دسته به خداوند از طریق دلایل عقلی انجام می‌شود.

۴. ندانم‌گرا (اللاأدري_Agnostic):

آگنوستیسم، دسته‌ی «نمی‌دانم»!، کسی که بر این باور است، چنین می‌پندارد که قضایای ربوبیت و غیب، قابل اثبات نیستند و هیچ سند و دلیلی نمی‌توان بر وجودشان ارائه داد؛ همان طور که نمی‌توان آن‌ها را نفی یا رد کرد.
🔺 این قشر الحادی معتقدند که «نمی‌دانم» برای خسته‌نکردن خود و انکار وجود خالق برای کائنات بهترین پاسخ است. این دسته می‌گویند: «نمی‌دانیم دلایل وجود خدا قوی‌تر است یا دلایل عدم وجودش.»!

❗️برتراند راسل، فیلسوف بزرگ ملحدین، در کتابِ [من یک خداناباورم یا یک ندانم‌گرا] می‌گوید: «اگر با یک گروه فلسفیِ محض به گفت‌وگو بپردازم، لازم است بگویم نمی‌دانم که خدا وجود دارد یا نه؛ چرا که براهین، قاطع و اطمینان‌بخش نیستند؛ اما اگر با افراد معمولی گفت‌وگو کنم، با اطمینان می‌گویم که خدا وجود ندارد! زیرا اثبات عدم وجود خدا محال است و نمی‌توان آن را با دلایل علمی و عقلی اثبات کرد.»
این قشر با «نمی‌دانم»! به همه چیز پایان می‌دهند و درنهایت نتیجه‌گیری می‌کنند که خدا وجود ندارد.

۵. شک‌گرا (المتشکك_Skeptic):

کسی که معتقد است دلایل و شواهد اثبات وجود خدا کافی و متقن نیستند؛ با این حال، این دلایل را هم نمی‌توان انکار کرد.

۶. سکولار (Secularist):

سکولاریسم به معنای «دعوت به بنا‌نهادن زندگی بر مادیات و عقل و درنظرگرفتن منافع، بدون دخالت باور‌های دینی» است.

۷. وحدانی (وحدة الوجود – Pantheists):

این دسته معتقدند که خداوند و عالَم هستی، یکی هستند؛ خداوند، عالَم هستی و عالَم هستی، خداوند است و شخصیتی به‌نام خدا خارج از عالَم هستی وجود ندارد. امثال این دسته که معتقدند خداوند در عالَم هستی حلول یافته است در داخل اسلام هم وجود دارند.

🔺 به‌طورکلی، اندیشهٔ الحادی در دو سطح جای می‌گیرد:

۱. اندیشهٔ الحادی قوی (Strong Atheism):

انکار وجود خدا بدون هیچ قید و شرطی. ملحدان برای این تفکرات خود هم دلایل جمع‌آوری کرده‌اند و نظریه بنا می‌نهند و هم تفکرات و اعتقادات خویش را تبلیغ می‌کنند. اینان ملحدان واقعی هستند.

۲. اندیشهٔ الحادی ضعیف (Weak negative Atheism):

آن‌هایی هستند که هنوز دلایل کافی برای باور به وجود خدا نیافته‌اند و گمان می‌کنند دلایل باورمندان آن چنان قوی نیستند که بتوان با آن‌ها به قناعت فکری رسید؛ اما برای اندیشهٔ خود تبلیغ نمی‌کنند.

🔹 پس به این نتیجه می‌رسیم که الحاد یک نوع و در یک سطح نیست؛ بلکه از یک نقطه شروع می‌شود. همچون، تمام مریضی‌ها که آرام آرام آغاز می‌شود و سپس در تمام بدن منتشر می‌شود، الحاد نیز مخاطبانش را به بیماری‌های فکری مبتلا می‌سازد. در یک کلام، «الحاد، ترفند خودداری از ایمان به خداوند است، نه علم به وجودنداشتن خداوند».

إن‌ شاء اللّه در قسمت بعد به دلایلِ گسترش الحاد می‌پردازیم.

expand_less
X
منوی اصلی
X