تبعیض علیه زنان مسلمان در مهد دموکراسی

date_range 27 نوامبر 2020 access_time زمان مطالعه: هفت دقیقه visibility بازدید: 15
تبعیض علیه زنان مسلمان در مهد دموکراسی

روزنامه‌ی «نیویورک‌تایمز»، در مورد تبعیض و خشونت علیه مسلمانان در فرانسه مقاله‌ای را منتشر و با تعدادی از مسلمانان ساکن فرانسه مصاحبه کرده است که خلاصه آن این چنین است:

🔘 سمایا اشرف، ۳۹ ساله، رئیس شورای منطقه بارکینگ تاون‌هاول در لندن، می‌گوید: «به‌دست‌آوردن چنین مقامی برای من به‌عنوان یک زن محجبه در کشورم فرانسه غیر‌ممکن است. مسلمانان ساکن فرانسه چه محجبه باشند، چه نباشند، بار‌ها با عبارت‌های توهین‌آمیزی مثل «به خانه‌ات باز گرد» و یا توهین‌های نژاد‌پرستانه مواجه می‌شوند؛ درحالی‌که اکثریت آنان در فرانسه متولد شده و رشد کرده‌اند.»

🔘 «برای سال‌ها ما مجبور بودیم که اظهارات کثیف و تهدید‌آمیز آنان را تحمل کنیم» این جملات را تسلیمه عمار، ۳۰ ساله، معلم ابتدایی، بیان کرده است. بار‌ها به او گفته‌اند: «به خانه‌ات باز گرد»؛ درحالی‌که فرانسه خانه‌ی واقعی اوست تسلیمه عمار و همسرش به دنبال ترک‌کردن فرانسه هستند.

🔘 لورا ابوزیر، ۳۲ ساله، نیز می‌گوید که در حال ایجاد یک شغل خانگی با عنوان مراقبت از کودکان در خانه‌ی خود در شهر تولوز (واقع در جنوب فرانسه) است؛چراکه طبق قوانین فرانسه او نمی‌تواند سرکار روسری به سر داشته باشد، ولی او در خانه‌اش می‌تواند محجبه باشد.

🔘 حلیمه بوگوئرا، دانشجوی ۲۱ ساله، می‌گوید: «نوع نگاه مردم نسبت به ما تغییر کرده است، زبان‌ها شل شده‌اند و دیگر کسی از اینکه به ما بگوید به خانه خود بازگردید هراسی ندارد.»

🔘 هاجز زنو، ۲۷ ساله، می‌گوید: «به یاد دارم در اولین روز‌های دبیرستان و بعد ازممنوعیت حجاب در فرانسه، معلمم از من خواست تا جلوی همه‌ی دانش‌آموزان حجابم را بردارم، تحقیر شدم.»

🔘 شارلوت مونیه، ۲۳ ساله و دانشجوی معماری، می‌گوید: «هر روز به من توهین‌ می‌شود. هر روز در همه جا در اتوبوس، در مترو، در مدرسه و… به‌صورتم، تُف پرت می‌کنند، با اینکه من به کسی توهین نکرده‌ام و هیچ کس را آزار نداده‌ام. من فقط یک مسلمان هستم. من به‌طور جدی در فکر این هستم که به کشور دیگری مهاجرت‌ کنم؛ کشوری که در آن نگاه دیگران باعث نشود من هر شب در تخت‌خوابم گریه کنم.»

🔘 سامیه فکیه، ۳۶ ساله، مدیر پروژه‌های دیجیتال، می‌گوید: «من در شهر‌هایی که پوشیدن بورکینی [۱] در آن ممنوع است، تحقیق کردم که ببینم آیا سگ‌ها حق شناکردن در دریا را دارند؟ در برخی موارد، پاسخ مثبت بود. من شخصا احساس حقارت کردم که یک سگ می‌تواند حقوق بیشتری نسبت به یک زن مسلمان محجبه داشته باشد.»

🔘 سودا ال بوچیهاتی، ۲۶ ساله، فعال اجتماعی، می‌گوید: «من هر وقت که به مغرب می‌روم، در آنجا بیشتر از غرب احساس آزادی می‌کنم.»

🔘 میرا هاسین، ۲۷ ساله، مدیر یک شرکت ساختمان است که محجبه نیست: «حتی اگر همه‌ی تلاش خود را انجام دهیم تا با جامعه یک‌پارچه شویم، باز به ما یادآوری می‌کنند که برای یک‌پارچه‌سازی صحیح و کامل باید از اصول دین خود دست بکشیم. در خانه‌هایمان و در اداره و حتی هنگام دیدار با دوستانمان نوعی فشار وجود دارد. ما جرأت پذیرش دعوت‌نامه‌های دوستانمان را نداریم، زیرا وقتی مجبور می‌شویم به نوشیدن الکل، نه بگوییم، باید درخواست خود را در نهایت ادب توضیح دهیم. در هنگام کار بارها با ما شوخی می‌کنند که آیا به پسر‌عمو‌های تروریستت کمک مالی کرده‌ای؟»

🔘 کریما موندون، معلم ۳۷ ساله فرانسوی که به تازگی به شهر کازابلانکا در مغرب مهاجرت‌ کرده است: «یک زن مسلمان در فرانسه در حال زندگی در یک سیستم آپارتاید [۲] است […] من فکر می‌کنم با توجه به حجم آزار‌ها و اذیت‌های صورت‌گرفته علیه زنان مسلمان، آن‌ها بیشترین مهاجر به ایالت متحده هستند.»

🔘 سامیا اشرف، ۳۹ ساله، ساکن لندن: «من یک زن مسلمان فرانسوی هستم و در لندن زندگی می‌کنم. من به‌عنوان یک زن چادر‌پوش فرانسوی، هیچ‌گاه نمی‌توانستم در کشور خودم به چیزی که الان دارم دست یابم. من یک سیاستمدار در دولت محلی و معاون رهبر بخش خودم هستم و روسری بر سر دارم. اگر من در فرانسه بودم، باید همه این‌ها را فراموش می‌کردم.»

🔘 لیندا عالم، ۲۷ ساله، پرستار در بخش دیالیز: «من یک پرستار هستم که حجاب می‌پوشم، ولی در محل کار، پوشیدن حجاب برای من غیرممکن است و هنگامی که به محل کار می‌آیم، روسری و آستین بلند و هر چیزی که ممکن است من را بپوشاند را کنار می‌زنم […] ما حالا حق شناکردن در ساحل‌ها را نیز نداریم، قدم بعدی چیست؟ آیا باید لباس‌های علامت‌دار بپوشیم تا شناخته شویم؟»

🔘 نورا محبوب، ۲۱ ساله، دانشجوی مهندسی: «من دچار پارانوید (بدبینی) شدیدی شده‌ام. یکی از هم‌کلاسی‌های من، من را سلفی خواند و مرا تهدید به مرگ کرد، چرا؟ چون در خیابان من را با چادر دیده بود. هنگامی که موضوع را با مدیر در میان گذاشتم، او گفت: «اگر خودمان این مشکل را حل نکنیم، هر دو نفرمان را از مدرسه اخراج می‌کنند.» این یک کابوس واقعی است، جایی که تمامی راه‌ها به بی‌عدالتی ختم می‌شود. هنگامِ نوشتن این کلمات، اشک در چشمانم جاری شده‌ است و نمی‌خواهم بگویم که یک قربانی هستم، ولی اوضاع به‌گونه‌ای است که راهی جز مهاجرت‌کردن به کشور دیگری برایم نمانده است. یک مهندس کمتر در فرانسه، این مجازات آن‌هاست.»

🔘 سعدیا اکسور، ۳۱ ساله: «من در طول تحصیل، سخت تلاش می‌کردم. من دوست داشتم که یاد بگیرم، اما با ادامه تحصیل، انگیزه‌ی ادامه‌دادن از من گرفته شد، چراکه می‌دانستم به‌عنوان یک زن مسلمان محجبه، جایی در کار حرفه‌ای ندارم. آن‌ها از ما می‌خواهند که در جامعه ادغام شویم، ولی متأسفانه آن‌ها ما را نمی‌پذیرند.» سعدیا اکسور پس از وضع قانون منع حجاب، از ادامه تحصیل دست کشید.

🔘 سارا نهال، ۲۴ ساله، دانشجوی اقتصاد و مدیریت: «من به عنوان یک زن مسلمان، دیگر احساس امنیت نمی‌کنم. من در حال آماده‌شدن برای رفتن به انگلیس هستم؛ جایی که به‌طور عادی می‌توانم کار و زندگی کنم. این باعث ناراحتی من است، چراکه من کشورم را دوست دارم.»

🔘 نادیا بنابدلکار، ۲۵ ساله دانشجو: «پدر من از ۸ سالگی ساکن فرانسه است و از ۱۴ سالگی، مشغول به کار است، اما با وجود همه‌ی این‌ها، فرانسوی‌ها ما را به عنوان یک شهروند عادی نمی‌بینند، زیرا حجاب من، آن‌ها را می‌آزارد. چه کار می‌توان کرد؟ باید شجاعت داشته باشیم تا با سلاح‌هایی – چون: دانش، اراده، تحصیل و… – که در اختیار داریم، بجنگیم.»

🔘 سیام فرهات باست، ۲۹ سال جویای کار: «حتی اگر مدرک کارشناسی ارشد هم بگیرم، نمی‌توانم کاری متناسب با تحصیلاتم را پیدا کنم. من هیچ امیدی به آینده‌ی خود نمی‌بینم و مانند بسیاری قصد دارم به خارج از فرانسه مهاجرت‌ کنم. قلب من صددرصد فرانسوی است، ولی باید فرانسوی‌بودن خود را ثابت کنم و با همه‌ی این اتفاقات، من از توجیه هویت خود خسته شده‌ام.»

📚پی‌نوشت‌ها:
[۱] بورکینی، نوعی لباس شنا مخصوص زنان که تمامی بدن را می‌پوشاند.
[۲] آپارتاید، اصطلاحا به سیستم‌های حکومتی گفته می‌شود که سیاست‌های تبعیض آمیز و نژادپرستانه را اعمال می‌کنند.

expand_less
X
منوی اصلی
X