برهان‌های قرآن بر راستی نبوت پیامبر اسلام ﷺ

date_range ۲۲ تیر ۱۳۹۸ access_time زمان مطالعه: هفت دقیقه visibility بازدید: 4
برهان‌های قرآن بر راستی نبوت پیامبر اسلام ﷺ

قرآنی که پیامبر (صلی الله علیه وسلم) به میان مردم آورد، خود بزرگترین دلیل و برهان بر راستی نبوت و پیغمبری ایشان است؛ با آنکه خواندن و نوشتن نمی‌دانسته و شعر را نمی‌شناخته‌اند، کتابی با خود آوردند که تمامی بشر را به مبارزه فراخواند و از آنان خواست تا مانند آن را بیاورند، اما با آنکه در مقابل دین ایشان انگیزه‌های قوی و خصومت‌های شدیدی بود، و اسباب اثبات این امر برای آنان فراهم بود و کسی جلوی‌شان را نگرفته بود، عاجز و ناتوان گشتند! پس پیامبر اسلام (صلی الله علیه وسلم) نزد آنان آمده و قول خداوند را ابلاغ کردند: {قُل لَّئِنِ اجْتَمَعَتِ الْإِنسُ وَالْجِنُّ عَلَىٰ أَن يَأْتُوا بِمِثْلِ هَـٰذَا الْقُرْآنِ لَا يَأْتُونَ بِمِثْلِهِ وَلَوْ كَانَ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ ظَهِيرًا} [الإسراء: 88]
یعنی: «بگو: اگر انس و جن گرد آيند تا نظير اين قرآن را بياورند، مانند آن را نخواهند آورد، هر چند برخى از آنها پشتيبان برخى [ديگر] باشند».
پیامبر (صلی الله علیه وسلم) نه تنها آنان را به مبارزه طلبیدند، بلکه به آن‌ها خبر دادند که از چنین چیزی ناتوان خواهند بود و بهتر آن است که از عذاب آتش بترسند، چرا که قرآن کریم، حق است! پاسخ آنان عجز بود و این دلیل آن است که قرآن کریم، از جانب بشر نیامده است.

مطلب دیگر آن است که در قرآن کریم، اخباری غیبی به طور جازم و قطعی آمده که جای تردید در آن‌ها نیست و کسی نمی‌تواند ادعا کند که این‌ها سخنانی ساختگی هستند؛ زیرا اگر این اخبار به وقوع نپیوندند، دلیلی کافی برای تکذیب قرآن خواهد شد و یاران ایشان [و مسلمانان قرون بعد] می‌توانستند برای آنکه به آنان دروغ گفته شده، اسلام را ترک کنند، خصوصاً آنکه پیامبر (صلی الله علیه وسلم) نیازمند ذکر این اخبار غیبی نبوده‌اند، زیرا مسلمانان عهد ایشان، بدون این آیات هم به نبوت ایشان ایمان آورده بودند، پس دلیلی برای خطرکردن وجود ندارد!! جدای از این، ممکن بود که اخبار غیبی که درباره‌ی آینده بوده، با الفاظی که جزم و اطمینان در آن‌ها نباشد ذکر شوند، چرا باید به جزم بیایند، درحالی‌که کوچکترین ریسک و خطر در این مسائل برابر با شکست کلی دعوت می‌باشد!
اما در حقیقت، قرآن کریم از جانب الله متعال می‌باشد، پس از خواندن وعده‌های بزرگ که با اسلوب قوی، قاطع و مطمئن آمده‌اند، تعجب نکن!

اوست که فرموده: {مَن كَانَ يَظُنُّ أَن لَّن يَنصُرَهُ اللَّـهُ فِي الدُّنْيَا وَالْآخِرَةِ فَلْيَمْدُدْ بِسَبَبٍ إِلَى السَّمَاءِ ثُمَّ لْيَقْطَعْ فَلْيَنظُرْ هَلْ يُذْهِبَنَّ كَيْدُهُ مَا يَغِيظُ} [الحج: 15]
یعنی: «هر كه مى‌پندارد كه خداوند، او [پيامبرش‌] را در دنيا و آخرت هرگز يارى نخواهد كرد [بگو] تا طنابى به سوى سقف كشد [و خود را حلق‌آويز كند] سپس [آن را] بِبُرَد. آنگاه بنگرد كه آيا نيرنگش چيزى را كه مايه خشم او شده از ميان خواهد برد؟».
الله در این آیه به دشمنان پیامبر (صلی الله علیه وسلم) فرموده که چه بخواهید و چه نخواهید، ایشان را یاری خواهد کرد (أضواء البيان، 4/287)، پس نصرت و یاری دنیوی پیش از رسیدن آخرت هم با محمد (صلی الله علیه وسلم) همراه بوده است و ضمیر در {ینصره} به ایشان باز می‌گردد.

و اوست که فرموده است: {إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَإِنَّا لَهُ لَحَافِظُونَ} [الحجر: 9]
یعنی: «ما قرآن را نازل کردیم و قطعاً حافظ و نگهدار آن خواهیم بود».
در این آیه الفاظی برای تأکید بر حفظ قرآن کریم آمده‌اند و این خبردادن از آینده است و با وجود حملاتی که از زمان بعثت تا کنون نسبت به اسلام و مسلمانان صورت گرفته، وعده‌ی الهی تحقق یافته است!

یکی دیگر از اخبار غیبی قرآن کریم، قول خداوند است: {غُلِبَتِ الرُّومُ – فِي أَدْنَى الْأَرْضِ وَهُمْ مِنْ بَعْدِ غَلَبِهِمْ سَيَغْلِبُونَ – فِي بِضْعِ سِنِينَ لِلَّهِ الْأَمْرُ مِنْ قَبْلُ وَمِنْ بَعْدُ وَيَوْمَئِذٍ يَفْرَحُ الْمُؤْمِنُونَ} [الروم: 4-2]
یعنی: رومیان شکست خورده‌اند، در پایین‌ترین سرزمین و آنان بعد از این شکست پیروز خواهند شد. در چند سال، همه‌ی کارها از آن خداست؛ چه قبل و چه بعد (از این شکست و پیروزی)؛ و در آن روز، مؤمنان خوشحال خواهند شد».
چه می‌شد اگر این جنگ واقع نمی‌شد؟ و چه می‌شد اگر جنگ به نفع ایران تمام می‌شد؟ همچنین چه می‌شد اگر رومیان قبل از مدتی که در آیه آمده یا پس از آن پیروز می‌شدند و در محدوده‌ای که آیه فرموده، صلح می‌شد یا هیچ‌کدام از طرفین کاری به پیش نمی‌بردند؟!!

ذکر داستان‌های امت‌های پیشین نیز از جمله برهان‌های قرآنی و دلیل‌های بزرگ آن هستند؛ عرب جاهلی تفاصیل قصه‌های قرآن و آن اقوام را نمی‌دانسته‌اند، اگرچه اهل کتاب در کتب خود بعضی از این قصه‌ها را داشته‌اند، اما این اشکالاتی که بعضی‌ها خیال کرده‌اند را پدید نمی‌آورد، بلکه نوعی موافقت است که دلالت بر صحت و قوت دارد، جدای از آنکه قصص قرآنی تماماً در کتب آنان موجود نیست. حال باید پرسید که مردی امی، که خواندن و نوشتن نمی‌داند و در وسط مکه زندگی می‌کند، تمامی این مطالب را، آن هم با چنین فصاحتی در ذکر و بلاغتی در وصف، که با پند و اندرز همراه شده را از کجا آورده است؟!‌ آنکه امروز به مطالعه‌ی تاریخ امت‌ها و گذشتگان بپردازد نیز بر چنین چیزی قادر نیست، چه رسد به کسی که در عمر خود برگه‌ای هم نخوانده است! بنابراین خداوند در سیاق قصه‌های قرآن، به این مطلب اشاره می‌کند و می‌فرماید: {وَمَا كُنتَ بِجَانِبِ الْغَرْبِيِّ إِذْ قَضَيْنَا إِلَىٰ مُوسَى الْأَمْرَ وَمَا كُنتَ مِنَ الشَّاهِدِينَ} [القصص: 44]
یعنی: «(ای محمد!) تو در جانب غربی (کوه طور) نبودی در آن دم که ما فرمان را به موسی ابلاغ و تو از حاضران (در صحنه‌ی تبلیغ و مبارزه‌ی موسی با فرعون و فرعونیان) نبودی (تا بر سرگذشت ایشان مطّلع گردی)».
همچنین در قصه‌ی نوح (علیه السلام) فرموده است: {تِلْكَ مِنْ أَنبَاءِ الْغَيْبِ نُوحِيهَا إِلَيْكَ مَا كُنتَ تَعْلَمُهَا أَنتَ وَلَا قَوْمُكَ مِن قَبْلِ هَـٰذَا} [هود: 49]
یعنی: «اين از خبرهاى غيبیست كه به تو وحى مى‌كنيم و پيش از اين نه تو و نه قومت آن را نمى‌دانستید».

نویسنده: أ. أحمد السید (برگرفته از سابغات)
ترجمه با اندکی تصرف: «رد شبهات ملحدین»

expand_less
X
منوی اصلی
X